روان شناسی فرهنگی
مطالعه و پژوهش روی رفتارهای جمعی مورد توجه چندین رشته علمی از جمله زیست شناسی روانشناسی اجتماعی جامعه شناسی و مردم شناسی بوده است با گسترش رویکردهای میان رشته ای در زمینه رفتار های جمعی نیز گرایش های جدید به وجود آمده است روانشناسی فرهنگی از جالبترین رویکردهای میان رشتهای است که به مطالعه تاثیر فرهنگ بر بازنمایی های ذهنی و فرایندهای روانی افراد می پردازد روان شناسی فرهنگی نهضهتی میان رشته ای متشکل از روان شناسان مردم شناسان جامعه شناسان و دیگر دانشمندان علوم اجتماعی است و این فرض را دنبال میکند که فرهنگ های مختلف ویژگیهای روانی کاملا همانندی ندارند اتکینسون و همکاران ۱۳۷۸
مطالعه روان شناسی فرهنگی حداقل سه فایده دارد:
۱-تحلیل و شناخت فرایند شکل گیری رفتارهای اجتماعی
۲- آسیب شناسی فرهنگی هر نظام اجتماعی
۳- بررسی ارتباط ها و تعامل های بین فرهنگی
به این ترتیب ابتدا باید هر فرهنگ را نه نسبت به فرهنگ های دیگر بلکه به کمک منطق خاص خود که با الگوی آن در رابطه است فهمید و درباره اش قضاوت کرد. هر فرهنگ بدون بهره مندی از تحلیل و شناختی درونی به آسانی نمی تواند به استقبال فرهنگ های دیگر برود . در دنیای امروزی و در عرصه تقابل فرهنگها ، فرهنگی که بدون شناخت کارکردها گرایش ها و استعدادهای خود وارد میدان شود به فرهنگ تماشاگر مبدل خواهد شد
مطالعات روانشناسی فرهنگی و سه گروه تقسیم می کنند
روانشناسی تک فرهنگی: مطالعاتی که شامل رابطه بین امر روانی و امور فرهنگی در وضعیت های که به یک فرهنگ مربوط می شود
روانشناسی بین فرهنگی :مطالعاتی که بر فرایندهای تعاملی چندین فرهنگ بین افراد و گروه هایی که از یک رشته فرهنگی نیستند تکیه دارد
روان شناسی فرهنگی تطبیقی: پژوهشهای که با مقایسه فرهنگ های مختلف صورت میگیرد اما انتخاب فرهنگها به هیچ وجه به معنای تعامل بین این فرهنگ ها نیست
تفاوت های فرهنگی در مفاهیم روانشناسی
روانشناسی فرهنگی بخشی از دانش روانشناسی است و این دیدگاه را دارد که ذهن و فرهنگ جدایی ناپذیرند و بر این اساس نظریه های روانشناسی در یک محیط ممکن است در محیط دیگر محدود شوند درغرب روانشناسی فرهنگی معمولاً فرض می کنند که مردم در همه فرهنگ ها و همه جامعه ها فرایندهای روانشناختی یکسانی دارند اما طرفداران روانشناسی فرهنگی بر این باورند که چنین فرضیه ای نادرست است. روانشناسی فرهنگی جنبش میانرشتهای بین روانشناسان جامعهشناسان و دیگر دانشمندان اجتماعی است روانشناسی فرهنگی به این واقعیت می پردازد که فرهنگ فرد سنتها و زبان و جهانبینی آن چگونه در نمادهای ذهنی و فرایندهای شناختی او تاثیر دارد.
به رغم اینکه در گذشته روانشناسی فرهنگی یک شاخه خارجی از روانشناسی تلقی میشد و به مطالعات فرهنگ های دیگر به عنوان مسیرهای انحرافی و البته جذاب در کنار جریان اصلی روانشناسی نگریسته می شد امروزه این تحقیقات جایگاه جدی و حائز اهمیتی پیدا کردند و مطالعات فرهنگی به نتایج جالب توجهی منتهی شده است تعداد بسیاری از سازه های کلیدی علم روانشناسی در فرهنگ های متفاوت معانی مختلف به خود میگیرد به عنوان نمونه در زیر به تعدادی از این تفاوتهای اشاره میشود:
در اکثر کشورهای اروپایی، آمریکا و کانادا کنترل به این معناست که شخص فعالانه تلاش میکند تا محیط را تغییر دهد .در این فرهنگها به این مفهوم بسیار ارج نهاده میشود اما در فرهنگهای آسیای شرقی از انسان انتظار می رود تا حدی منفعل باشد و خواستههای محیط را برآورده کند یعنی بیشتر خود را با محیط سازگار کند تا اینکه آن را تغییر دهد.
در اکثر فرهنگ های غربی وابستگی خصوصیتی منفی تلقی میشود در حالی که در فرهنگ های غیر غربی خصوصیتی مثبت است. غربی ها نسبت به اینکه به کسی وابسته باشند احساس بدی دارند و وابستگی را مذمت میکنند در عوض آنها اتکا به نفس و استقلال را ارج می دهند اما نگرش به این موضوع در فرهنگ های غیر غربی به نحو دیگری است. در این فرهنگها وابستگی متقابل بسیار خوب و تکیه کردن به دیگران ضروری انگاشته میشود .
آزادی در کشورهای غربی بسیار ارزشمند تلقی می شود به نحوی که حتی به یک کودک غربی بسیار بیشتر از یک کودک شرقی آزادی عمل داده میشود. حتی سبک های فرزندپروری غربی بر دادن آزادی های متفاوت به کودکان در سنین بسیار پایین تاکید دارد
هوش در آمریکا به معنی سریع یاد گرفتن است در حالی که در آفریقا به معنی انجام چیزی است که بزرگان روستا انتظار دارد . در بعضی قبایل کمتر پیشرفته زندگی کردن به سبک آمریکایی احمقانه دانسته میشود.
نحوه برخورد با احساس شادکامی در آمریکا و روسیه متفاوت است در روسیه شادکامی حالت زودگذر فرض میشود که حتی باید آن را از دیگران مخفی کرده در حالی که آمریکایی ها به سرعت و با کمال میل احساس شادکامی خود را بروز میدهد. مخفی کردن شادکامی در روسیه از این عقیده ناشی میشود که این کار غرور و خود بزرگ بینی قلمداد می شود و اعتقاد به این است که غرور به کاهش خوشبختی منجر خواهد شد.
با توجه به سازه های علم روانشناسی در فرهنگ های مختلف روی هم رفته این یافته ها به ما میگویند فرهنگ نقش مهمی در شکل دهی به تجارب و جهان بینیهای انسانها بازی میکند.
در این میان فرهنگ معاصر ایرانی در اکثر خصوصیات فوق وضعیت میانی دارد و در عین تفاوت با فرهنگ شرق و غرب ،عناصر شرقی و غربی هر دو در فرهنگ ایران به چشم میخورد .این نوع یافته های علمی در عین حال که بر تفاوتهای فرهنگی در سازههای مهم روانشناختی تاکید دارند این نکته را نیز روشن می سازند که دنیای روانشناسی تا چند دهه پیش به شدت تحت تاثیر روانشناسی اروپایی آمریکایی بوده است به این معنی که یافتههای کشورهای پیشرفته که تا حد زیادی تحت تاثیر فرهنگ بومی این کشورهاست به عنوان اصول علمی، مسلم و قابل کاربرد در فرهنگ های دیگر وارد میشد. اما امروزه با پیشرفت های روانشناسی فرهنگی دیگر جایی برای به کار بردن یافته های فرهنگ های دیگر دریک فرهنگ دیگر بدون بررسی آنها باقی نمیماند .در عین حال دلیل موجهی نیز برای بی نیاز دانستن خود از یافتههای سایر کشورها وجود ندارد (هوکسماو همکاران، ۲۰۰۹، ترجمه گنجی ،۱۳۹۰)
علل شکل دهنده فرهنگ از دیدگاه روان شناسی
• تکامل
• زیستگاه های متفاوت
• نیازهای روان شناختی بشر
• ارتباط بین شخصی
• شخصیت
گسترش توجه به فرهنگ
انقلاب شناختی
دیدگاه سمبولیک به فرهنگ
نظریه ناکاملی
از روان شناسی بین فرهنگی تا روان شناسی فرهنگی
شخصیت و فرهنگ
مفهوم خود و فرهنگ
تعلیم و تربیتی و فرهنگ
مذهب و روان شناسی فرهنگی
بهزیستی روانی و فرهنگ
اضافه می کنم، وبسایت تون هم مفید،گویا و کاربردی است.
سلام خیلی ممنون. عالی بود. کاش منبع رو هم بصورت کامل ذکر می کردین تا بتونیم رجوع کنیم.